جدیدترین ها

شازده احتجابِ هوشنگ گلشیری
وقتی در گیر نوشتن باشی، فرقی ندارد جدی بنویسی یا طنز، داستان بنویسی یا جستار، نوشتنت جنبه سرگرمی داشته باشد یا از سر گذران

همه انگشترن تو نگینی
فیله های مرغ را که مزه دار شده اند داخل تابه گذاشته و رویش را فویل آلومینیوم میکشد. فر تازه تعمیر شده است. آن قدر

در باره «دکتر نون» که «زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد»
« هرگز کسی این گونه فجیع به کشتن خود برنخاست که من به زندگی نشستم». این سخن از شاملو در ابتدای کتاب به دلم

داستان یک پیاده روی
فراموش نخواهم کرد که چگونه در این طریق به سلوک پرداختم. همین یک سال پیش، من مادر و همسری بودم که نه تنها هیچ ایده

شما از عارضه «که چی» چه می دانید؟
این یادداشت های روزانه چقدر برایم جذاب و جالب شده اند. همین که بهانه اش مرا دست به کار می کند و سایتم به روز
کسی پر از دغدغه های پنهان
امروز نامه ام را با اعترافات شبانه زینت می دهم . من با خودم بیش از حد رودربایستی دارم. جمله فوق اعتراف شبانه من
یک روز هَشتم فروردینی یایی
ا یک هشتم فروردین معمولی و بسیار دلچسب است که زندگی هر روز همین قدر معمولی و مهربان بگذرد و تو بتوانی به دغدغه

آخرین دیدگاهها