به احساساتم کاری نداشته باش
عاشقِ طبیعتی؟ به پیکنیک کردنهای پشت سر هم علاقهمندی؟ تا به حال پلور رفتهای؟ همان جاست که میتوانی هر طور که دوست داشتهباشی، بنشینی با
عاشقِ طبیعتی؟ به پیکنیک کردنهای پشت سر هم علاقهمندی؟ تا به حال پلور رفتهای؟ همان جاست که میتوانی هر طور که دوست داشتهباشی، بنشینی با
سرم را روی متکا میگذارم. بوی گلاب پیچیده توی سرم. گلاب برایم حکمِ آبرسان را دارد. یک طوری شده. یک طورِ غیرمعمول. حضورشان را درک

نیم ساعت است نشستهام خیره به صفحهی لبتاپ،منتظرم حروف به هم متصل وکلمات را تشکیل دهند و کلمات در کنار هم جملات را بسازند. جملاتِ

اجاق گازِ تمیز، مثلِ میز کارِ مرتب، مثل خانهی جمع و جور میماند. کارها را یک جور بهتری پیش میبرد. صبح بعد از کمی نوشتن،

صبحِ نه چندان زود شال و لباس کردم سمت سونوگرافی دکتر کیانی. دختر خوشاخلاقی که به من وقت ویزیت داد، گفت باید برای معطلیِ

تصمیم گرفتم بنویسم. در باره امروز. آیدا کنارم نشسته و کلی جملات قشنگ و پر از طنز میگوید. از ته دل و با تمام وجود
چه صدای خوشبویی در جریان است. بافتنی میبافم و به صفحۀ گوشی خیره ماندهام. از شما چه پنهان مدتیست از یک اپلیکیشن در حال آموزش

اگر استاد نویسندگی داشته باشید و او دمادم از اهمیت عنوان نویسی برایتان نطق کرده و طریقۀ نوشتنِ هزاران عنوانِ رنگ و وارنگ را به

باز باز باز باز هم مثلِ نوجوانان تازه بالغ که در ناز و نعمت میغلتند، دلم غر زدن میخواهد که شکوهِ درونم ندا سر میدهد؛

«هدف» چیزی است که بتوانی از فرطِ علاقه تمام روزت را برایش برنامه بریزی تا اتفاق افتادنش را نزدیکتر سازی. حالا همان طور که در

معتقدم که با آموختن و عمل به آموخته ها می توانیم زندگی را ارتقا، دهیم . این ارتقا، باعث شادی و رفاه است . در این وبسایت تجربیاتی که از سالها زندگی زیسته ام به صورت خاطرات و روزنوشته ها و ....... به اشتراک گذاشته می شود.
اینجا خانه من است . به خانه من خوش آمدید.