
چطور حواس جمع باشیم
مکتب نویسندگان کسب و کار امروز یک وبینار در مورد تولید محتوای آموزشی داشت. او یک عالمه کار واجب دیگر داشت که انجامشان دهد. نمی

مکتب نویسندگان کسب و کار امروز یک وبینار در مورد تولید محتوای آموزشی داشت. او یک عالمه کار واجب دیگر داشت که انجامشان دهد. نمی

من سوگند میخورم حقیقت را بگویم و جز حقیقت چیزی بر زبان نیاورم. اعتراف میکنم، سوگند یاد کردن کاری دشوار است. دشوارتر اما راستگوییِ است

خودش میداند، همه تصمیمهای آدم که نمیتواند درست باشد.چرا از خودش توقع بیش از اندازه دارد؟اما، هر جا ردی از داستان کسب و کار بوده،

نشد یک روز صبح از خواب که بیدار میشود بنایِ رفتارِ نا به جا را نگذارد. اصلا حرف حساب توی کله اش فرو نمی رود.

کتابهایی که می خوانم به من کمک میکنند. دستشان درد نکند، دست کتابها. چگونگی کمک کتاب ها خیلی مهم است. بزرگترین کمک ها اینکه مارا

حضور محترم دوست عزیزم که به امر کپی رایتینگ احاطه داری و در این خصوص مشغول به کار بودهای البته در عصر حجر. سلام دوستِ

آن وقت ها مادرم برایم قصه میگفت. قصه هایی نه مثل کارتونهای جم کیدز لطیف، بلکه کمی خشن تر از آنها. او می خواست به

کتاب جادوی بزرگ را قبلا سرسری خوانده بودم. آن قدر سرسری که هیچ از آن در خاطرم نماند. بار دومی که تصمیم گرفتم بخوانمش برای

یک) ساعت شماطه دار قدیمی خودش را بیچاره کرد تا بیدارش کند چشمانی که از بدخوابی می سوخت را با انگشتانش محکم مالید و همان
سلمان بدون هیچ دلیل قانع کنندهای ناگهان در یک عصر زیبا و سرد و پر نشاطِ اسفند ماهی تصمیم گرفت که کسب و کار خودش

معتقدم که با آموختن و عمل به آموخته ها می توانیم زندگی را ارتقا، دهیم . این ارتقا، باعث شادی و رفاه است . در این وبسایت تجربیاتی که از سالها زندگی زیسته ام به صورت خاطرات و روزنوشته ها و ....... به اشتراک گذاشته می شود.
اینجا خانه من است . به خانه من خوش آمدید.