
اگر این نوشته را بخوانید متوجه میشوید تلاطمات با روح یک کودک چه میکند
دی ماه سال پنجاه و هفت است. او دوازده ساله است و به تازگی شبها موقع خواب علاقه مند شده است که در نوری لطیف

دی ماه سال پنجاه و هفت است. او دوازده ساله است و به تازگی شبها موقع خواب علاقه مند شده است که در نوری لطیف

ِابتدا که میگفت: «سعی کنید هر روز وبلاگتون رو به روز کنید» و در این راه از استاد بیبدیلِ هر روز پست گذارِ گرامی، جناب

به صدای زیبای پرندهها نمیتوانم بیتفاوت باشم.من هیچ پرندهای را در قفس دوست ندارم. جایگاه پرندهها شاخههای پر برگ و برِ درختان است. حتی مرغ

دستگاه ریسیور که از کار افتاد زیرپوستی شادی کردم و با خودم گفتم: برای تعمیرش کاری از دست من و همسرم و پسرم که ساخته

همه ما در خصوص کسب و کار و آشنایی با این مقوله، خاطره و داستانی برای بیان داریم. برای مثال من اولین بار در

کشف علاقهمندیام به داستانسرایی در حوزۀ کسب وکار بر میگردد به ذوقی که به نوشتن دارم. واضح است نوشتن یک داستان کوتاه و رمان، بسیار

تصور شما از یک کسب و کار کوچک و موفق چیست؟ اندازۀ کسب و کار چقدر باشد، از نظر شما کوچک محسوب میشود؟ از دید

تابستان از فراز پشتِ بام بهتر درک و لمس میشود. همۀ عاشقان تابستان بر این عقیدهاند. جز فراز بام دیگر کجا میشود این قدر آسمان

تند تند در حال دویدنی. مقصدت برای خودت هم مشخص نیست. تصمیم مهمی گرفتهای. همۀ تصمیمات آدم که نمیشود عاقلانه باشند. خشم قدرتمندت کرده است.

مکتب نویسندگان کسب و کار امروز یک وبینار در مورد تولید محتوای آموزشی داشت. او یک عالمه کار واجب دیگر داشت که انجامشان دهد. نمی

معتقدم که با آموختن و عمل به آموخته ها می توانیم زندگی را ارتقا، دهیم . این ارتقا، باعث شادی و رفاه است . در این وبسایت تجربیاتی که از سالها زندگی زیسته ام به صورت خاطرات و روزنوشته ها و ....... به اشتراک گذاشته می شود.
اینجا خانه من است . به خانه من خوش آمدید.