یک جمعه زمستانی فوقِ معمولی
این آدینه ها بهترین احوالات را همیشه در من ایجاد کرده اندو آفتاب زمستانی روزهای جمعه از کودکی برایم جذاب بوده است. امروز هم جمعه
این آدینه ها بهترین احوالات را همیشه در من ایجاد کرده اندو آفتاب زمستانی روزهای جمعه از کودکی برایم جذاب بوده است. امروز هم جمعه

گاه شمار سالها زیستنش را هر روز کامل میکند. تجربه زیسته اش به او آموخته سن یک عدد است. پرده را کنار میزند، آفتاب از

دوست عزیز عصر حجری من سلام؛ امیدوارم که اوقات واحوالت به خیر و خوشی در گذشته، درگذشته باشد. من هم ندارم غصهای، سعیام بر آن

نمیدانم «اوگاستن باروز» روزی که تصمیم گرفت به نوشتن،خودش میدانست یکی از کتابهایش،کتابِ سال میشود؟ «اینطوری» به مسائل جالبی اشاره دارد و خواندنش به زمان
۶/۹/۹۹ امروز را از دیروز برنامه ریزی کرده بودم . از صبح تند تند به کارها پرداختم وقبل از هر چیز نوشتن صفحات صبح گاهی.

همین پارسال بود «تابستان نود و نه». با کلمهی «تولید محتوا» تازه آشنا شده بودم و یواش یواش معنی آن را درک میکردم. و «نویسندگی»
۳/۹/۹۹ قصه ی امروزم را می نویسم ساده و صمیمی در چند خط : صبح زیبای پاییزی را چه شیرین است که با نگارش صفحات

آدمیزاد عجب موجود باحالیست. نه از آن حالها که همه در گیرش هستند. منظورم از این حالهاست . این حالی که الان مرا واداشته که

+بعضیها به هیچکجایشان هم نیست که … *خیلی بی ادبی این طرز حرف زدنت را نمیپسندم +نمیپسندی که نپسند به هیچ کجایم نیست که

به سن و سالی که برسی ارزشمندی لحظه ها بیشتر و بیشتر می شود. من امشب در اوج خستگی گوشی را به دست گرفتم که

معتقدم که با آموختن و عمل به آموخته ها می توانیم زندگی را ارتقا، دهیم . این ارتقا، باعث شادی و رفاه است . در این وبسایت تجربیاتی که از سالها زندگی زیسته ام به صورت خاطرات و روزنوشته ها و ....... به اشتراک گذاشته می شود.
اینجا خانه من است . به خانه من خوش آمدید.