
عرضم به حضورِ انورتان
یک عصر گرم مردادماهی است، با بوی خوشِ آفتاب و تشعشع سرخ و تابناکِ هندوانه ای که مثلث الاقطاع برش خورده و در دیس کریستال

یک عصر گرم مردادماهی است، با بوی خوشِ آفتاب و تشعشع سرخ و تابناکِ هندوانه ای که مثلث الاقطاع برش خورده و در دیس کریستال

استاد مشکل تراشی و ایجاد توهمِ فاجعه از هیچ و پوچ بود. نبود، همین الان هم هست. کافی است بداند درصدد انجام کاری هستی، که

حضور محترم دوست عزیزم که به امر کپی رایتینگ احاطه داری و در این خصوص مشغول به کار بودهای البته در عصر حجر. سلام دوستِ
سلمان بدون هیچ دلیل قانع کنندهای ناگهان در یک عصر زیبا و سرد و پر نشاطِ اسفند ماهی تصمیم گرفت که کسب و کار خودش
برای شما هم چنین اتفاقی افتاده است؟ هیچگاه ورشکستگیِ مالی، رویاها و اهدافتان را دگرگون کرده و نقشه هایتان را نقش بر آب ساخته است؟
«بازار یابی دیگر در بارۀ چیزهایی که می فروشیم نیست بلکه دربارۀ داستان هایی است که میگوییم.» ست گادین در ازای فروش هر کدام از

مایکل جردن عاشق بسکتبال بود و قد و بالایی داشت که در آن سالها کاملا مناسبِ بسکتبال بود. راستش این قد و قامت این سالها

دوست کپی رایتر من سلام امروز در حوزه کپی رایتینگ بسیار رشتم و بافتم. آخرینش هم تکلیفی بود راجع به نوشتن یک تبلیغ در خصوصِ

معتقدم که با آموختن و عمل به آموخته ها می توانیم زندگی را ارتقا، دهیم . این ارتقا، باعث شادی و رفاه است . در این وبسایت تجربیاتی که از سالها زندگی زیسته ام به صورت خاطرات و روزنوشته ها و ....... به اشتراک گذاشته می شود.
اینجا خانه من است . به خانه من خوش آمدید.