تصور کن با یک اتفاق جهانی دچار چالشهای آنچنانی در روزمرهگیهایت شوی.
حالا آنچنانیِ آنچنانی هم اگر نه، لااقل آن قدر آنچنانی که دست و پایت برود داخل پوست گردو.
دنیا دیده که باشی، صد البته که هستی، باید تا حالا تمِ چالش دستت آمده باشد.
چالشهای رنگارنگ مالی پولی که دمار از روزگار هر کس با جد و آبائش در میآورد.
به اعتقادِ برخی پول همان اکسیر معجزه گری است که مشکلات را ناپدید می کند.
تصور کن این اکسیر را بیپایان در دسترس داشته باشی، چند نفر این نعمت را دارند؟
نمی دانم؛
اما هستند افرادی از این دست، این کسان از زمانی، محیط پیرامون را در راستای تحقق اهدافشان طراحی کردهاند.
اینان اغلب کاری را انجام می دهند که مورد علاقهمندیشان است.
جولیا کامرون می گوید:
چیزی که ما می خواهیم انجام دهیم، کاری است که برای آن ساخته شده ایم، وقتی که ما کاری که باید را
انجام دهیم پول به سمت ما می آید.
اعترافات زمانی شگفت انگیزند که باعث شگفتی باشند من اعتراف میکنم یافتن کاری که برایش ساخته شدهایم و توجه و عمل به آن آموزش میخواهد.
قبل تر از این جملۀ «پول خوشبختی نمیآورد»به نظرم جملۀ وزینی می آمد، در زمانی، از وزن و ارزشش کاسته شد و با اعتقادی راسخ گفتم
«پول نازنین البته که خوشبختی می آورد»
هر چند در جایی خواندم بنجامین فرانکلین می گوید:
پول هرگز افراد را خوشبخت نکرده است و نخواهد کرد،انسان هر چقدر بیشتر داشته باشد،خواستهاش بیشتر
می شود و به جایاینکه فضای خالی را پر کند، فضای خالی ایجاد می کند.
اعتراف می کنم که اصلا به جمله فوق معتقد نیستم،
به عقیدهی من، این اعترافات خود عاملی بر توسعه فردیست.
خدا نگهدار تا اعترافات بعدی.

آخرین دیدگاهها