حضور محترم اولین کپیرایتر تاریخ
با سلام و درود فراوان نامهام را آغاز میکنم.
امیدوارم حالتان خوب باشد، من شکوه هستم و قصد دارم نامههای متعددی را خدمت شما ارسال کنم.
همچنین وجودِ با هوش و ایده پرداز شما را مربوط به عصر حجر میپندارم، همان دورهای که کارتونهای غلو شدهاش را کودک که بودم از تلویزیون تماشا میکردم و با علاقه فعالیتهای ویلما و فرد را دنبال میکردم.
صد البته بر طبق شواهد تاریخی، آدم ها در آن دوره زندگی تدوین شدهای به فراخور زمانشان میگذراندند.
با اجازه میروم سر اصل مطلب؛اینک مدتی است مشغول آموختن روشهای تبلیغنویسی هستم.
لذا بر آن شدم از شخص شخیصی مانند شما در راه آموختن فوت و فنهای کپیرایتینگ مدد جویم.
لطفا هول نکنید و شوک هم نشوید، فقط اجازه دهید هر از گاهی مصدع اوقات شوم و کلمات را که نمایندهی اطلاعات درون مغز من است، به شکل نامه برایتان بازگو کنم، همین امر کمک بزرگی است در پیشبرد اهداف اینجانب.
آگاهید در سالهای زندگانیتان، هیچ ملاقاتی بین ما میسر نشده است، دلیل واضحش هم دورههای زیستی متفاوت ماست و همین فاصله بین اعصار نمیدانید چه اثراتی برصنعت تبلیغ نویسی گذاشته است.
به اعتقاد من، شما به عنوان اولین کپی رایتر تاریخ بشریت به گردن این صنعت آن قدر حق دارید که از اوضاع و احوال امروزش مطلع باشید.
هر چه نباشد اولین انسانی هستید به عنوان شکارچی، که به فکرتان رسیده گوشت و دل و قلوهای که از شکارِ روزتان باقی مانده است، میتواند با بنشن و حبوبات همسایهتان که گرد آورندهی محصولات کشاورزیست داد و ستد شود.
از آنجا که کالای همسایه کشاورزتان نسبت به متاع شما از ماندگاری بیشتری برخوردار بوده پس شما باید از ذوق و قریحهتان سود برده و به ترغیب او میپرداختید و از همین زمان الفبای کپی رایتینگ نوشته شده است.
مطمئنم شما بسیارخوشذوق بودید و بسیار ایدهپرداز. لیکن نحوهی ایدهپردازیتان را نمیدانم. من با تجربهی اندکم در این خصوص سعی میکنم از روشهای گوناگون بهره مند باشم شاید در نامهای فهرست فعالیتهایم را بنویسم.
یکیشان که بیشتر اوقاتی که به نوشتن متنی مشغولم به آن میپردازم پیاده روی است.
واضح است پیادهروی زمانی مؤثر است که مطالعهی کامل در مورد سوژه انجام شود و الا پیادهروی با مغز خالی که جواب نمیدهد.
نامهام را همین جا خاتمه میدهم و بیش از این وقت شما را نمیگیرم.
با سپاس از بذل توجهتان
باقی بقایایتان
ارادتمند شکوه

آخرین دیدگاهها