به خانه من خوش آمدید

کمی قابل توجه

کشف علاقه‌مندی‌ام به داستان‌سرایی در حوزۀ کسب وکار بر می‌گردد به ذوقی که به نوشتن دارم.

واضح است نوشتن یک داستان کوتاه و رمان، بسیار جذاب است و هیجان انگیز، ولی آسان نیست.

نوشتن خاطرۀ ساده‌ای از یک روز زندگی معمولی و روزمره‌گی‌هایش و نوشتن در بارۀ یک سفر کوچک که چند روز بیشتر به طول نینجامیده،  می‌تواند بسیار سرگرم‌کننده و چالش‌برانگیز باشد.

و اینها همه وقتی محقق می‌شود که علاقه به قلم و شوقِ شناسایی کلمات تو را وادار کند بنشینی و کمی تا قسمتی به مخیله‌ات فشار بیاوری، تا حدی که متن مناسبی به آن خطور کند.

مسلما جهان بینیِ شخصِ نویسنده و سن و سالش، حتی اعتقاداتی که در ناخود آگاهش ته نشین است، بسیار در انتخاب کلمات یاری رسان و حاکمند.

برای بهتر شدن اوضاع نوشتاریت می‌توانی کمی هم به خودت تقلب برسانی.

صد البته هرچه ماخذ این تقلب غنی‌تر باشد، نتیجه کارت مطلوب‌تر خواهد بود.

کتاب‌هایی که می‌خوانی همان متن‌های پر محتوایی است که می‌توانی به عنوان مفاهیمِ قابل تقلید و تقلب، از آن‌ها بهره ببری.

یعنی می‌توانی از روی دست بزرگان در حوزۀ نوشتن بنویسی، آنقدر رونویسی کنی که قلمت راه بیفتد.

همه آنهایی که در راه نوشتن روانند، صد البته که از استادان متبحر هم کمک می گیرند، پس کلاس‌های نویسندگی را جدی بگیر.

شاگردی در این راه خودش روشِ یاری‌گری ست.

اینک برگردیم به جملۀ اول:

«علاقه مندی به نوشتن در حوزۀ کسب و کار»

برای داستان سرایی در حوزۀ کسب و کار و نوشتن کتاب‌های غیر داستانی، چهار چوب نوشتن صحیح، باید رعایت شود.

نوشتن برای یک کسب و کار اتفاقا بسیار هیجان انگیز و سودمند است.

چرا که تو با کلماتت، مخاطبینی را علاقه‌مند می‌کنی  به محصولاتی که ساخته و پرداختۀ یک برند است اعتماد و آن را مصرف کنند.

می نویسی و منتظری خوانده شوی.

بالاخره خوانده می‌شوی.

لیکن کار در این مرحله به پایان نمی‌رسد.

می‌نشینی و با دقت ملاحظه می‌کنی تا اثرِ نوشته‌هایت را ببینی، اثر خوانده شدنت را.

مثل همۀ نوشته‌ها،داستان کسب و کار باید در مورد شخصیت خاصی به وضوح مرقوم شود.

این شخصیت خاص کسی نیست جز مشتری.

برند یک شرکت اهمیت خاصی در برابر مشتریان آن شرکت ندارد.

باید با نوشته هایت به مخاطبین شفاف و واضح بگویی که شما ارزشمندید، شما مهمید و معجزۀ داستان زمانی هویدا می شود که با تبیین درست داستان کسب و کار، مخاطبین به قدر کافی ارج و قرب ببینند و به مصرف محصول ترغیب شوند و خودشان سفیری باشند برای جلب مشتریان بیشتر.

نکتۀ مهم ارتباط با مشتری در داستان کسب و کار نحوۀ ارتباط با اوست.

این ارتباط، گرفتنش بسیار تخصص می‌خواهد.

کتاب‌های زیادی و نویسندگان بزرگی به توضیح در این‌باره پرداخته‌اند.

نوشتنِ غیرِ داستانی به این شکل هم خواهان پیگیری و کسب مهارت است.

راب فیتزپاتریک در کتابش، توصیه‌های  بسیاری در این مورد دارد.

او می‌گوید:

صحبت با مشتری یکی از مهارت‌های اساسی برای توسعه‌ی مشتری است.

ما می‌دانیم باید با مشتری صحبت کنیم ولی انگار هیچ کس حاضر نیست اعتراف کند که صحبت با مشتری کار سختی‌ست که به راحتی می‌شود اشتباه انجامش داد.

 

 

4 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *