کتابهایی که می خوانم به من کمک میکنند.
دستشان درد نکند، دست کتابها.
چگونگی کمک کتاب ها خیلی مهم است.
بزرگترین کمک ها اینکه مارا با سرعت بیشتری به اهدافمان نزدیک می کنند.
باعث میشوند نتیجۀ بهتری از فعالیت های روزانه خودمان بگیریم.
در زندگی شخصی خودم شاهد افرادی بوده ام که کتاب خوان بوده و کتابخانه های بزرگی هم داشته اند.
لیکن کاملا معتقدم هر کتابخوانی حتی اگر کتاب های کار آمدی هم مطالعه کرده باشد لزوما انسان وارسته و موفقی نیست.
اینجاست که هدفگذاری تؤام با ارزش های هر آدم قدرتش را نشان میدهد.
همۀ ما ارزش های خاص خودمان داریم.
تلاش ما برای کلیۀ امور به شکل عام و برای امری خاص مثلا کسب درآمد ، همه به ارزش های ما منوط است.
بیایید برای وضوح جملۀ بالا توضیحی بدهم و مثالی بزنم.
ارزشهای من در زندگی سلامتی و خلاقیت و اعتماد به نفس است.
زین سبب تلاشهایم در راه پیشبرد ارزش هاست و اهداف هم در راستای ارزشها معنی پیدا کردهاند.
پس سعی من بر این است که در اکثر اوقات، ابتدا کارها را با اصل سلامتی سبک سنگین کنم.
بعد خلاقیت در امور اهمیت بدهم و در آخر مراقب اعتماد به نفسم هم باشم.
کتاب مورد مطالعه و مورد بحث من در این مقال موهبت کامل نبودن است.
نمیشود در نوشتاری کوتاه ارزشمندیِ این کتاب به طور کامل بررسی شود.
پس همراستا با ارزش گذاری هایم قسمتی از کتاب را بررسی میکنم.
کتاب موهبت کامل نبودن را خانم برنه براون نوشته است.
با سرچ گوگل به تمام ابعاد شخصیت ایشان و تحقیقات و سخنرانیهای بسیار با ارزشی که در حوزه روان شناسی دارد، واقف می شویم.
کتاب موهبت کامل نبودن پر از مثالهایی از اتفاقات است که بسیار ساده و حقیقی برای هر آدم زندهای پیشامد میکند.
برگزیدۀ من بخشی است راجع به خلاقیت.
نویسنده معتقد است، خلاقیت امری ذاتی نیست بلکه پرورش یافتنی است.
او می گوید هر جا پای هنر باز شود خلاقیت هم رشد میکند.
و همین طور میگوید:
پر واضح است که صرف انرژی زیاد برای رقابت و همرنگی (با جماعت) جایی برای خلاقیت و …. نمیگذارد.
شاید برای شما هم اتفاق میافتد که میدانید کار درست کدام است اما اینکه چرا انجامش نمیدهید خود حدیث مفصلی دارد.
شاید از هر موضوعی، تنها دریافت ذهنی آن را ذخیره کردهاید.
بی آن که به فکر عملیاتی کردن و نتیجه گرفتن از آن باشید.
این موقع هاست که دنبال بهانه ایم برای کنار گذاشتن هدفی که برایش برنامه ها ریخته ایم.
چه بهانه ای بهتر از نبودنِ خلاقیت.
برنه براون با تمام وجود یاد گرفته است و برایمان می گوید که:
«من خلاقیت ندارم» سخن بی ثمری است، این طور نیست که یک عده خلاق باشند و عده ای دیگر نباشند، صحیح تر این است که بگوییم عده ای از خلاقیت خود استفاده میکنند و عده ای نمیکنند.
خلاقیتی که بلا استفاده بماند هرگز از بین نمیرود.
خلاقیتی که در درون ماست یا استفاده می شود یا تا هنگام مرگ به فراموشی سپرده میشود و یا به واسطه ترس و نارضایتی خاموش میشود.
دانستن این واقعیات به من کمک میکند در مواجهه با هر موضوعی در زندگی چه کاری سخت و جدی و یا حتی اموری که برای گذران اوقات فراغتم باشد خلاقیتی بزنم تا نتیجۀ بهتری بگیرم.
شما هم امتحان کنید.
شاید مشتریِ استفاده از خلاقیت خود شدید.

2 پاسخ
چقدر نیاز داشتم که این رو بخونم
این جمله که خلاقیت هست فقط باید ازش استفاده کرد
😉😉🌺🌺