به خانه من خوش آمدید

چه طوری؟ اینطوری،

نمی‌دانم «اوگاستن باروز» روزی که تصمیم گرفت به نوشتن،خودش می‌دانست یکی از کتاب‌هایش،کتابِ سال می‌شود؟

«اینطوری» به مسائل جالبی اشاره دارد و خواندنش به زمان مصرف شده در راستای مدت تمام کردن کتاب می‌ارزد.

هیچ کمال بی نقصی در هستی موجود نیست، حتی بدون کمالگرایی هم که به عنوان های کتاب بنگریم و متون را بخوانیم چون انسان‌هایی آزادیم، امکانش هست که با جزء به جزء مطالب که ذهن نویسنده بالیده‌شان موافق نباشیم.

که این مهم زیبایی تفاوت انسان‌هاست.

ترجمه کتاب را آقای سینا سوداگر انجام داده‌ و نشر ماهریس کتاب را چاپ کرده است.

در پایان بخشی از سرفصلِ «چگونه برای خودمان احساس تأسف کنیم» را به نظرتان می‌رسانم.

«فردی که ذهنیت قربانی شده دارد باور دارد که زندگی به او خیانت کرده است او هیچ مسئولیتی در قبال خود قبول نمی‌کند. و بقیه را مقصر می‌داند.

آگاه باشید که این موضوع باتلاق زندگی است. زمانی که تبدیل به قربانی شدید، بقیه عمر خود را به عنوان یک‌قربانی سپری خواهید کرد، نپذیرفتن مسئولیت و اقدام نکردن برای انجام کاری که باید صورت گیرد، نتیجه‌ای‌جز «تغییرناپذیری»در جهتِ زندگی بهتر ندارد.»

اوگاستن باروز

4 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *