به خانه من خوش آمدید

داستانک

اِم روزنامه

ماسک کوفتی رو بده پایین

تند تند در حال دویدنی. مقصدت برای خودت هم مشخص نیست. تصمیم مهمی گرفته‌ای. همۀ تصمیمات آدم که نمی‌شود عاقلانه باشند. خشم قدرتمندت کرده است.

ادامه مطلب »
اِم روزنامه

چهار قصۀ تکاپو

یک) ساعت شماطه دار قدیمی خودش را بیچاره کرد تا بیدارش کند چشمانی که از بدخوابی می سوخت را با انگشتانش محکم مالید و همان

ادامه مطلب »
اِم روزنامه

سه بار بگو غلط کردم

کاشکی رو کاشتند هوا درو کردند. جمله فوق را خودم به خودم گفتم. وقتی با دیدن مادر همسرم که دچار فراموشی شده و با ما

ادامه مطلب »