
اِم روزنامه
الیزابت گیلبرت و تله پاتی
کتاب جادوی بزرگ را قبلا سرسری خوانده بودم. آن قدر سرسری که هیچ از آن در خاطرم نماند. بار دومی که تصمیم گرفتم بخوانمش برای

کتاب جادوی بزرگ را قبلا سرسری خوانده بودم. آن قدر سرسری که هیچ از آن در خاطرم نماند. بار دومی که تصمیم گرفتم بخوانمش برای

یک) ساعت شماطه دار قدیمی خودش را بیچاره کرد تا بیدارش کند چشمانی که از بدخوابی می سوخت را با انگشتانش محکم مالید و همان

معتقدم که با آموختن و عمل به آموخته ها می توانیم زندگی را ارتقا، دهیم . این ارتقا، باعث شادی و رفاه است . در این وبسایت تجربیاتی که از سالها زندگی زیسته ام به صورت خاطرات و روزنوشته ها و ....... به اشتراک گذاشته می شود.
اینجا خانه من است . به خانه من خوش آمدید.