به خانه من خوش آمدید

دوشنبه

۳/۹/۹۹

قصه ی امروزم را می نویسم ساده و صمیمی در چند خط :

صبح زیبای پاییزی را چه شیرین است که با نگارش صفحات صبحگاهی بیاغازیم

من امروزم را اینگونه آغاز کردم سه صفحه ی تمام .

جی کی رولینگ هم که باشی اگر عضو خانواده ی مایی باید بسیاری از وظایف را قبل از

هر کار دیگری پس از بیداری انجام دهی تا برسی به دل مشغولی های شیرین خودت.

تا چندی پیش قبل از قل قل کتری و آماده کردن صبحانه هیچ اقدامی را انجام نمی دادم.

و صفحات اغلب ظهر گاهی ووو شب گاهی نوشته می شدند.

تا دیروز

دوم آذر ماه نود و نه

در یادداشت های روزانه ام امروز می نویسم که از دیروز صفحات صبحگاهی به وقت خود

نگارش شد.

پر از شادی و هیجانم از این شروع دل انگیز.

راز انجامش را همین جا می گویم . صبح پانزده دقیقه زودتر بیدار شدم . همین و بس.

هزار کلمه ها هم جای خودشان را داشتند البته و تمرین تایپ و اینکه آشپزی و خانه داری هم درجه یک بود.

تعریف الکی نیست، باور کنید. تشریف بیاورید شما هم. من عاشق مهمان و مهمانی هستم.

تازه پیاده روی هم کردم.

برای آخر هفته عزیزان دلم را میزبانم . فرزندان نازنینم . تازه به یمن سر زدن دندان های مثل مروارید السا ی

قشنگم می خواهم آش دندونی هم بپزم .

با وجود کرونا جشن و سرور آنچنانی نداریم . شکر که دور همی مختصرمان به راه است.

خدای مهربانم سپاسگزارم.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در twitter

دسته بندی

آخرین دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *